به نام خدا
چند خطی به...
سلام ٬ امیدوارم خوب باشی ٬ امیدوارم لذت کافی را از رنجانیدن من برده باشی ! هرچند تو هرچه من را عذاب دهی برای من شیرین است اما برای تو چه؟! من در کلبه ی حقیرانه ی خود چیزی دارم که تو عرش کبریایی خود نداری... هر وقت به یادت می افتم زندگی ام معنا پیدا میکند و امید در من زنده میشود اما آن هنگام که به یادت نیستم چرا صدایم نمیزنی؟ خودت خوب میدانی که اگر تو را از یاد ببرم چه بلاهایی بر سرم می آید اما صدایم نمیکنی و آن بلاها...!
من همان کسی هستم که به خاطر تو با همه کس جنگیده ام ! من همان کسی هستم که تو را با تمام وجودم قبول دارم ٬ عاشق تو هستم ٬ دیوانه ات هستم اما هرچه گفته ای را فراموش کرده ام! ای زیباترین زیبایی ها صدایم کن! دستم را بگیر تا در سیاهی های زندگی ام گم نشوم.
ای پروردگار من...



چندی پیش جامعه با یک معادله درگیر شدکه جواب معادله کاملا مشخص بود ولی مردم میبایست شخصی را انتخاب میکردند که در راستای جواب معادله گام بردارد و جواب معادله را عملی کند!

و جواب معادله:

جواب معادله آبادی بود! اما از بین چهار نامزد ریاست جمهوری کدامیک میتوانستند این آبادی را عملی کنند؟ اصلاً آیا شرایط لازم برای آباد سازی ایران را داشتند یا نه؟ برای همین جامعه در فکر رو مطالعه فرو رفت. دیگر وقتی نزدیک غروب میشد تمام روزنامه ها چه روزنامه ی اصولگرایان و چه روزنامه اصلاحطلبان تمام میشد! وبلاگها و وبسایتهای مختلف حتی اگر ربطی هم به سیاست نداشتند شروع به تبلیغ نامزد مورد نظر خود کردند. بنده خودم تا چند مدت قبل از انتخابات نمی دانستم بهتر است به کدام کاندیدا رای بدهم یا اصلاً صلاح است رای بدهم یا نه؟! اما خدا را شکر چند روز قبل از انتخابات کاندیدای مورد نظرم را پیدا کردم و احساس کردم اگرچه او هم خیلی عالی نیست اما به قولی بین بد و بدتر ٬ بد را انتخاب کردم و به دکتر محموداحمدی نژاد رای دادم! وقتی صحبتهای جناب آقای دکتر عباسی را گوش کردم دیدم بیست و چند سال کشورم دست یک سری آدمهای بی لیاقت بوده که در این بین حق بسیاری از مردم ضایع شده است و وقتی منصفانه به کارهای دکتر احمدی نژاد نگاه کردم دیدم کارهای عمرانی ٬ علمی و سیاسی بسیار خوبی در کشور صورت گرفته است و وقتی موضعگیری های آنطرفی ها را که به صراحت بر علیه احمدی نژاد مقاله چاپ میکردند و سخنرانی میکردند را دیدم باخودم گفتم حتماً خلافی ازشان سر زده که در مقابل حرفهای واضح احمدی نژاد در مورد فساد اقتصادیشان سریع خشمگین میشوند و به ملت دروغ میگویند. اصلاً یکی ازدلایلی که باعث شد احمدی نژاد را باور کنم این بود که ۳۰ سال فساد مالی برخی فرصتطلبان و به قول خودشان اصلاحطلب را رو کرد و حتی از آنها نام برد و وقتی به او گفتند:چرا در این چهار سال به افشای حقیقت نمیپرداختی؟ جواب داد: اگر میخواستم در این چهارسال افشای حقیقت کنم دیگر فرصتی برای اداره ی کشور باقی نمی ماند و این از نظر من بسیار معقول و منطقی است. از طرفی دیگر افراد تحصیل کرده ای را که میشناختم یا میخواستند به احمدی نژاد رای دهند و یا اصلاً قسط رای دادن نداشتند آنهایی که به احمدی نژاد رای میدادند دلایل و مدارک دقیق و منطقی داشتند و آنهایی که قسط رای دادن نداشتند با آنکه تحصیل کرده بودند ولی متاسفانه صرفاً به خاطر ناخوشایند بودن وضعیت اقتصادی رای نمیدادند که به نظر من این افکار از افراد تحصیل کرده بعید است زیرا با رای ندادن آنها نه تنها وضعیت کشور درست نمیشود بلکه شاید به خاطر رای آوردن یک کاندیدای نا لایق به دست افراد کم سواد وضعیت بدتر هم میشود مثلاً در همین دوره کاندیدایی در مورد چیزهایی وعده داده بود که اصلاً در اختیار رئیس جمهور نیست یا مثلاً کاندیدایی در مورد انقلاب صنعتی حرف میزد که به نظرم بیشتر شبیه یک توهم بود تا وعده هایی که قرار است اجرا شوند. خوب مردم هم این وعده و وعیدها را میبینند و متاسفانه به دلیل آگاهی پائین گول می خورند که البته این مردم تعدادشان در ایران زیاد نیست. آن تعداد کم مردم اگر مطالعه میکردند متوجه چیزهای زیادی میشدند مثلاً اینکه در اختیارات رئیس جمهور دخالت در امور انتظامی نیست و من تعجب میکنم از افکار برخی مردم که میگویند احمدی نژاد آزادی نداده! بنده هر وقت از خانه بیرون میروم چیزی جز آزادی در میان دخترها و پسرها نمیبینم و تنها چیزی که اجباری است پوشاندن سر برای خانومها است که فکر نکنم کسی بتواند این قانون را بردارد البته در تابستان سال ۱۳۸۵ برخوردها با جوانان خیلی بد شد و حتی به تی شرتهای مردم هم گیر میدادند چه برسدبه مدل مو و... اما فکر نکم اینها ارتباطی به رئیس جمهور داشته باشد و تا آنجایی که من یادم است با روی کار آمدن سردار رادان این مشکلات شروع شد و خودبنده آقای رادان را به طور کامل قبول ندارم اما بعضی از اقدامات ایشان در مورد ارازل و اوباش قابل تحسین است.

در مورد اقتصاد کشور هم در دولت نهم٬ باید بگویم خیلی خوب عمل کردند به طور مثال در مدتی که بر علیه دولت نهم طوطئه کردند و یکسری از سرمایه داران کشور برنجهای ایرانی را در انبارها ذخیره کردند و نبود آب کافی برای شالی کاری را بهانه کردند٬ قیمت برنج تا شش هزار تومان هم بالا رفت و این کار باعث شد مردم فکر کنند از مدیریت ضعیف اقنتصادی احمدی نژاد است اما خدا را شکر دولت به خوبی با این بحران مبارزه کرد و با وارد کردن برنجهای هندی و پاکستانی قیمت برنج را متعادل نگه داشت به طوری که تمام برنج های انبار شده روی دست صاحبانشان ماند وقیمت برنج ایرانی تا حد زیادی پائین آمد. در دوره ی ریاست آقای احمدی نژاد چند کارخانه ی تولید قند و شکر ورشکست شدند وبسیاری از مزارع نی شکر و چغندر قند محصولاتشان خراب شد و این به خاطر فساد مالی در سیستم مدیریت شرکتها و کارخانه های مرتبط با قند و شکر بود و در اصل به خاطر این بود که این کارخانه ها از تاریخ انقضایشان گذشته بود و حدوداً بیش از شصت٬هفتاد سال قدمت داشتند و قاعدتاً بازده پائینی هم داشتند و محصولاتشان را باید باقیمت بیشتری میفروختند تا کارخانه ورشکست نشود به همین دلیل هم دولت آقای احمدی نژاد که سوخت رایگان و وامهایی برای بازسازی کارخانه ها داده بود ولی متاسفانه هنوز هم بازده کارخانه ها بالا نرفته بود تصمیم گرفت قند و شکر آرژانتینی با نصف قیمت کارخانه های داخلی را خریداری کند و همین کار باعث نابودی بعضی از سوءاستفاده گران و مفتخوران گردید. دولت آقای احمدی نژاد در مورد میوه جات و نگه داشتن قیمت میوه کارهای مفیدی انجام دادند. می دانیم که در ماههای آذر ٬ دی و بهمن کشور ما سرشار از مرکبات میشود به طوری که قسمت عمده ای از آن اضافه می آید ٬ در دولتهای قبل برای نگه داشتن قیمت مرکبات قسمت زیادی از آنها را داخل سردخانه ها نگهداری میکردند تا شب عید که کشور با کمبود هر گونه میوه مواجه شد مرکبات را وارد بازار کنند که اصلاً کار درستی از نظر اقتصادی نبود اما دولت نهم در سه ٬ چهار ماهی که کشور از لحاظ مرکبات غنی می شد قسمت اضافی آن را صادر کرد تا هم قیمت ثابت بماند و هم میوه ها در سردخانه خراب نشوند وهم با پول صادرات ٬ شب عید دو برابر مقدار صادرات ٬ مرکبات واردکشور کند تا هم نسبتاً سالم تر از میوه های سردخانه ای باشند و هم قیمتها تا حد زیادی پائین بیایند تا در شب عید زیاد به مردم فشار وارد نشود که تا حد زیادی هم موفق شد و به نظرم اینجور کارها وقت لازم دارد تا در دراز مدت به طور صد در صد جواب دهد. برای روشنتر شدن موضوع به این مثال توجه کنید: فرض کنید ۱۰ کیلو پرتقال دارید و این مقدار را باید تا دو هفته نگه دارید در هفته ی اول باید ۵ کیلو مصرف کنید و در هفته ی دوم هم ۵ کیلو ٬ با این حالت که اگر در هفته اول وقتی ۵ کیلو را مصرف میکنید ۵ کیلو دیگر به قیمت زیادی می ارزد ولی در هفته ی دوم این ۵ کیلو ارزشش نسبتاً پائین می آید حالا به نظر شما عاقلانه ترین کار چیست؟ این که ۵ کیلو دوم را پیش خودتان نگه دارید و در هفته ی دوم هم ۵ کیلو مصرف کنید یا اینکه این ۵ کیلو را بفروشید و با پولش در هفته ی دوم ۸کیلو پرتقال بخرید آن هم با این امتیاز که تازه تر است؟

در پنجم آگوست ۲۰۰۵ اروپائیان یک بسته ی پیشنهادی در مورد انرژی هسته ای به ایران دادند که خودشان معتقد بودند این بسته جز توهین به ملت ایران چیز دیگری نبوده است ومهمتر اینکه در آن سالها تمام فناوری هسته ای ایران به حال تعلیق در آمده بود و این یک نوع بی اعتنایی به استعدادهای دانشمندان جوان ایرانی از سوی دولت هشتم به شمار میرفت.اما وقتی دولت نهم روی کار آمد ورق برگشت و پلمپها یکی پس از دیگری شکسته شد و مسلماً این کارها باعث افتخار ما ایرانی ها بود که نهایتاً با پافشاری های ملت و شخص دکتر احمدی نژاد نامه ای در ژوئن ۲۰۰۸ توسط خاویر سولانا به ایران فرستاده شد که در آن غنی سازی اورانیوم را با چندین هزار سانتریفیوژ پذیرفته بود. به نظرم سیاست خارجی آقای احمدی نژاد هم بسیار خوب است اما بعضی از ساده لوحان سیاسی میگویند چرا اینقدر دکتر احمدی نژاد در مورد هولوکاست حساسیت نشان میدهد؟! میدانیم که چندین سال است غربی ها میخواهند اصل و ریشه و اعتقادات ما را زیر سوال ببرند و به همین خاطر فیلمها٬مستندات و مقالات دروغی زیادی بر علیه ایران ارائه دادند که حتی صدای برخی از دلقکهای سیاسی که خودشان به گونه ای ماموران آمریکا به شمار میروند هم در آمد! آقای احمدی نژاد در این مبارزه ی فرهنگی کم نیاورد و حضور یهودیان را در فلسطین زیر سوال برد. ۱-اگر مسیحیان شش میلیون یهودی را کشته اند چرا مسلمانان باید جواب پس بدهند.۲-اگر کوره های آدم سوزی در اروپا بوده چرا یهودیان را در فلسطین سکونت داده اند؟ به نظر شما این منطقی نیست؟ در مورد سربازان انگلیسی هم بهترین اقدامات ممکن را انجام داد ٬ آنهایی که چند دهه بود ما را تروریست به مردمشان معرفی میکردند رسوا شدند و اقدامات دکتر احمدی نژاد باعث شد نظر بسیاری از غربی ها نسبت به ایران عوض شود ولی متاسفانه یک کاندیدا برای اینکه در مناظره بااحمدی نژادحرفی برای گفتن نداشت این اقدام مثبت را خیلی بد و منفی جلوه داد که به نظرم فقط بی فکری خودش رانشان داد و مردم فهمیدند چه کسانی برای به قدرت رسیدن دروغ میگویند و بهترین کارهای دکتر احمدی نژاد را زیر سوال میبرند.
این ها فقط بخش کوچک دلایلی بود که باعث شد به دکتر احمدی نژاد رای دهم و فکر میکنم دکتر احمدی نژاد همان جواب معادله بود که مردم باهوشیاری جواب راپیدا کردند و آن را به رخ غربی ها کشاندند و برای همین بود که یکی از مقامات اسرائیلی گفت: احمدی نژاد باید حذف شود و مطمئناً در انتخابات ایران تقلب صورت گرفته است.

مهدی هاشمی رفسنجانی:انتخاب موسوی یک اشتباه بزرگ ما بود ٬ ۸۰۰میلیارد هزینه ی ما به باد رفت.
همسر هاشمی رفسنجانی : فردای انتخابات مردم بریزند توخیابان ها
فائزه هاشمی رفسنجانی:اگر دوباره احمدی نژاد رئیس جمهور شود خود را امام زمان میداند.
قرن ٬ قرن بیست و یکه ودیگه هیچ چیز مثل قدیما نیست ! مثلاً با اختراع تجهیزات پیشرفته ی ارتباطی به راحتی میتوانیم نامه ای را در عرض چند ثانیه به آنطرف دنیا بفرستیم و هزاران چیز دیگر که در مقایسه با همین پنجاه سال پیش خیلی تغییر کرده است و یک چیز دیگری که خیلی تغییر کرده روند تظاهرات و آشبها در یک ملت برای برکناری یک حکومت است. تا همین پنجاه سال پیش وقتی مردم از یک شخص سیاسی ناراضی میشدند به خیابان ها میریختند و بر علیه او تظاهرات میکردند تا اینکه آن فرد را بر کنار میکردند و اما چند سال بعد از آن انقلابهای مخملی آمدند و آن انقلابها هم چیز معقولی به نظر میرسیدند اما امروزه میبینیم وقتی ملت از یک شخص سیاسی متنفر میشود دقیقاً بر عکس پنجاه سال پیش عمل میشود یعنی مردم در خانه میمانند و شخص سیاسی طرفداران اندک خود را به خیابان ها میریزد! شاید میخواهد دست پیش را بگیرد تا پس نیفتد! و همین نوع انقلاب در کشور مارخ داد ٬ یعنی بعد از آنکه مردم فهمیدند چه بر آنها حکومت میکند و فرزندانش چه خیانتها که به مملکت نکرده اند به جای آنکه مردم در خیابانها بریزند و بر علیه وی تظاهرات کنند اندک طرفداران پادشاه مملکت در خیابانهاریختند و این کار به نظرم خنده دار است! و مطمئناً آقای شاه دست پیش را گرفته تا پس نیفتد.

واقعاً این درباریان شاه اموالشان را از کجا آورده اند؟! قبل از انتخابات دیدم که چه قدر خرج تبلیغات خودکردند و این پولها را از کجا آورده اند؟ خوب میگوئیم اینها سران مملکت هستند و طببیعتاً باید بیشترین حقوق ها را بگیرند و بهترین تفریحات را داشته باشند اما میخواهم بدانم این پول های میلیاردی را از کجا آورده اند؟ اگر بگوئیم متوسط حقوق آقای کروبی در این ۳۰ سال پنج میلیون تومان هم باشد و اگر تمام آن را پس انداز کرده باشند اینک باید حدود یک میلیارد و هشتصدمیلیون تومان پول داشته باشند و این در حالی است که چند برابر این مبلغ را صرف هزینه های انتخاباتی خود کرده اند و من میخواهم بدانم یک شخص در مدت سی سال چه کارهایی کرده که اینک توانسته به این مال و ثروت برسد؟ خوب حالا میگوئیم از هر راهی که این پولها را آورده نوش جانش اما این هزینه های تبلیغاتی کلان را نمیتوانست صرف وعده هایی که در صورت رئیس جمهور شدن داده بود خرج کند؟همین جاست که میفهمیم این درباریان فقط به فکر قدرت هستند نه به فکر مردم . ما ایرانی ها اگر حکومت خودکامه میخواستیم همان شاه را نگه میداشتیم که خیلی هم برایمان بهتر بود چون هم شکمهایمان سیر میشد وهم پرستیژ چند هزار ساله ی مملکتمان حفظ میشد اما انقلاب کردیم تا حکومت اسلامی شود و اسلام که بهترین و کامل ترین دین الهی است بر ما حکم کند تا عدالت در جامعه بر قرار شود و دیگر محتاج بیگانگان نباشیم اما یکسری از این پیشانی پینه بسته ها نام اسلام را خراب کرده اند وباعث شدند حکومت اسلامی زیر سوال برود که ما ایرانی ها باید با هوشیاری هرگونه حکومت خودکامه ٬چه اسلامی و چه طاغوتی را از کشورمان دور کنیم تا اسلام واقعی در کشور حکمفرما شود و مردم سالاری دینی به معنای واقعی خودبرسد.

آقایون درباری و خانواده هایشان وقتی دیدند قدرت از دستانشان خارج شده دست به شورش زدند و اصلاً به مردم و جوانانی که از سر کنجکاوی در خیابان ها میریختند نبودند٬ صرفاً برای آنکه دولت احمدی نژاد را واژگون کنند از پشت پرده جوانان را تحریک کردند و جوانان هم به خیابان ها ریختند ودر این میان تمام کسانی که مخالف نظام بودند از فرصت استفاده کردند. از آن طرف هم شبکه های غرب با آب و تاب دادن اغتشاشات در ایران از فرصت استفاده کردند و هرچقدر دلشان خواست بر علیه ملت ایران گفتند! من واقعاً برایم سوال است آنوقتی که صهیونیستها بمبهای فسفری خود را بر مردم غزه آزمایش میکردند غربی ها احساس نکردند حقوق بشر نقض شده؟ خوب اصلاً فرض میکنیم مردم غزه کافرند و اصلاً ملت ایران به آنها کمک نمیکند و کاری به کارشان ندارد ولی خودتان قضاوت کنید... در جنگ غزه حقوق بشر نقض نشد؟ اما هیچ کدام از سران کشورهای غربی در آن زمان احساس نمکیردند حقوق بشر نقض شده است ولی اینک به خاطر یک مسئله ی نسبتاً کوچک در ایران شروع کرده اند به حمایت از مردم مظلوم ایران! و این که الان آنها برای ما دلسوزی میکنند همه اش به خاطر اشتباهات درباریان است که البته فکر نکنم از این موضعگیری های غرب بدشان بیاید وگر نه با رسانه های بیگانه که مصاحبه نمیکردند!
دیکتاتوری سبز زمان:۹دقیقه و ۴۲ ثانیه
قاتل کیست؟! در مورد قتلهای موسوی


فکر کنم باید منتظر یک شاهکار دیگر از تیم برتون و جانی دپ باشیم.
برتون٬استاد ساخت بدیع ترین صحنه ها به لحاظ بصری این باز نیز بازی درخشانی از دپ در نقش "کلاه ساز دیوانه" که اسیر دقت شده و همیشه در ساعت شش بعد از ظهر به سر میبرد ٬ گرفته است و انتظار میرود نسخه ی تری دی آلیس در سرزمین عجایب برتون با اقتباس از کتاب محبوبی به همین نام با استقبال گسترده ای مواجه شود. رمان ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب ٬ که در سال ۱۸۶۵ توسط لوئیس کارول نوشته شد ٬ داستان خیالی سفر دختری به نام آلیس است که به دنبال خرگوشی سفید به سوراخی در زمین فرو می رود و در آنجا با ماجراها و شخصیتهای عجیب و غریبی رو به ررو میشود. به گفته ی نشریه ی USA Today در نسخه ی سینمایی تیم برتون آلیس سن و سیال بیشتری دارد و در جزئیات داستان تغییرات کوچکی داده شده است. دیگر بازسگران این فیلم هلنابونهام کارتر در نقش ملکه قرمز و آنا هاتازی در نقش ملکه سفید هستند. گفتنی است تاریخ اکران این فیلم اوایل سال ۲۰۱۰ اعلام شده و این فیلم همچنیم تجربه ی همکاری جانی دپ با تیم برتون پس از فیلمهایی نظیر ادوارد دستقیچی٬ عروس مردگان٬چارلی و کارخانه ی شکلات سازی و سوئینی تاد است.

همچنین نیز جانی دپ فیلم جدید Public Enemies را در حال اکران دارد و این طور که معلوم است این فیلم بسیار مورد استقبال قرار گرفته و کارگردان فیلم مخمصه اینبار هم فیلمی به یاد ماندنی ساخته است ٬ کارگردانی که شاید میتوانست مجموعه پدرخوانده ها را بسازد!
خدا را شکر بیشتر کارگردانهای سرشناس امسال در حال فعالیت هستند و این طور که معلوم است سال ۲۰۱۰ فیلمهایی زیبا و دیدنی خواهیم داشت.



