به نام خدا
سلام دوستان
در پست قبل چند نظر مانده که هنوز جوابشان را نداده ام. به دلیل آنکه جواب هایم مفصل است تصمیم دارم در یک پست کل ابهامات این دوستان را بر طرف کنم.
اما به دلیل شروع امتحانات دیگر وقتی برای این کار نمی ماند.
پس تا بعد از امتحانات خداحافظ...

پ.ن: Kz عزیز و فریاد سبز بی نام و نشان ٬ مطمئن باشید بی جواب نمی گذارمتان.
این نوشته در قالب یک کامنت بود ٬ در وبلاگ یکی از دوستان خوبم.
یه استاد دارم که کلی باحاله !!! 10 سال امریکا درس خونده و خیلی حالیش میشه ...
یه بار که دانشگاه این بچه سبزلجنی ها یه گرد و خاک کوچولو کردن ما کلاس داشتیم. اینها رو بسیج دانشکده و مسئولین پخش شون کرده بودن و این ها هم مثل موش آب کشیده رفته بودن پی یه قل دو قل خودشون.
یکی دو تا هم ما تو کلاسمون از این متوهم ها داریم. وسط کلاس پریدن و فکر کردن چون استاد کلی روشن فکره و اونور آب رفته است و از این حرفا می یاد به توهمات این جوجه ها چپان میزنه.
خلاصه نرسیده شروع کردن آقا نمی دونین چه خبره ... جوون های مردم رو می زنن ... می کشن ... 100 تا دانشجو کشتن و یکی رو له کردن و از این اراجیف همیشگی ...
استاد جواب محشری داد !!! دمش گرم .... گفت :
اولا 45 دقیقه تاخیر دارید و دلیل قانع کننده ندارید که من مجبور به غیبت گذاشتن میشم.
و دوم ...
من حوادث دانشگاه سال 76 - 77 رو دیدم ... این حوادث بعد از انتخابات رو هم دیدم و بهتون به عنوان پدر یه توصیه کوچولو می کنم . من طرز فکری متفاوت از خط انقلاب دارم و طرز فکر انقلابی ها رو قبول ندارم اما ...
من به لباس شخصی و بسیجی و ... اعتقاد ندارم. می گفت تو حوادث خرداد 200 نفر جمع میشدن. 1 نفر لباس شخصی که می یومد کل 200 نفر می دویدن می رفتن .... چرا ؟ چون اون یک نفر اعتقادی به کارش داشت که کل اون 200 نفر یک ذره هم نداشتن ...
انقلاب رو هیچ قدرتی نمی تونه برانداز کنه ... چون رداننده هاش اعتقاداتی دارن که کل دنیا اعتقاداتشون رو جمع بکنن قدر اعتقادات یک نفر این انقلابی ها نمیشه ...
الکی اعصاب و خون خودتون رو حروم نکنین ... این انقلاب ریشه های مستحکم داره و من افتخار می کنم که تو همچین رژِمی هرچند طرز فکرش رو قبول ندارم زندگی می کنم.
چون برای من همیشه آرامش رو آورده ...
اینهم از فیلم راهپیمایی مردم کرج/دهم دی ماه ۱۳۸۸
به نام خدا
چند وقتی بود که نمی خواستم سیاسی بنویسم ٬ و سیاسی باشم. هنوز هم نیستم و این پست سیاسی نیست ٬ مذهبی است.
مخالفان بیایند به بسیجی و حزب اللهی فحش دهند ٬ من جوابشان را نمیدهم چون نمی خواهم جبهه گیری سیاسی کنم اما...
این سه شخصی که عکسشان را می بینید چند روز پیش عکس امام* من را پاره کردند و من صدایم در نیامد ٬ اما شورش را در آوردند و اینبار عاشورا را به سخره گرفتند و همراه کوفیان شدند و کف و سوت زدند.
پس لعنت به اینان و تمام پشتیبانانشان باد.

امام: امام خمینی ٬ اما نه از نظر سیاسی بلکه فقط از نظر مذهبی.
به نام خدا
نمی دانم چه بگویم! در پوست خود نمیگنجم! این پست کاملتر میشود!
الی درایور هنوز زنده است!

اولین فیلمی که از تارانتینو دیدم "بیل را بکش1" بود ٬ فکر میکنم سال ۲۰۰۵ بود ٬ یک نسخه ی دوبله شده و البته با سانسور بسیار زیاد! همان موقع بود که عاشق فیلم شدم و همیشه به عنوان یک شاهکار از این فیلم یاد میکردم! آن موقع زیاد به فکر دانستنیهای پشت صحنه ی سینما نبودم و به همین دلیل دنبال کارگردان فیلم نرفتم! البته راستش را بخواهید آنقدر از فیلم خوشم آمده بود که در تیتراژ فیلم به دنبال اسم کارگردان گشتم ولی به دلیل اینکه تلفظ اسمش کاری مشکل بود تصمیم گرفتم بی خیال اسم کارگردان شوم!![]()
دومین فیلمی که از تارانتینو دیدم فیلم "سگهای انباری" بود که زیاد خوشم نیامد و تا نصفه بیشتر ندیدمش! این موضوع برای همان موقعی است که زیاد به اصل سینما اهمیت نمیدادم! البته من از همان بچگی عاشق فیلم بودم اما تا همین سه ٬ چهار سال پیش (یعنی سن چهارده پانزده سالگی ام) زیاد به دنبال اینکه کارگردان فیلم چه کسی است و تاریخ ساختش کی هست و اینجور چیزها نبودم.
تا اینکه دو سال پیش(کمی قبلتر از احداث این وبلاگ) موفق شدم "بیل را بکش1" و "بیل را بکش2" آن هم از نوع اصل و بدون سانسورش را به دست بیاورم و بار دیگر عاشق تارانتینو بشوم. همانجا بود که تصمیم گرفتم فیلم "سگهای انباری" را هم به طور کامل ببینم و البته به این نتیجه رسیدم که آن فیلم هم اگر یک شاهکار نباشد فیلمیست بسیار زیبا که ندیدنش اشتباهیست غیر قابل بخشش برای خودم!
حالا هجده ساله ام و از آشنایی ام با تارانتینو پنج سالی میگذرد. بیشتر فیلمهایش به جز "جکی براون" را دیده ام و لذت برده ام(حتی فیلمهایی که به عنوان کارگردان میهمان بوده را هم دیدم).
اصل مطلب اینکه درست است کارگردانهای بسیار خوبی در تاریخ سینما بوده اند و اکنون هم هستند که تارانتینو پیششان هیچ است اما راستش را بخواهید از کسانی که برای افه و روشنفکر نشان دادن خودشان میگویند تارانتینو هیچ چیز از سینما نمی فهمد حالم به هم میخورد!
یکی از راه های "فهمیدن" ٬ شناخت "نفهمیدن" است پس کسی که میگوید تارانتینو "نفهم" است ٬ خودش "نفهمتر" از عالم و آدم است زیرا "نفهمیدن" را نشناخته!
با این جمله خیلی حال کردیم : هر فیلمی که میبینم یک چیز زیبا از آن میدزدم.
"کوئینتین تارانتینو"
Happy Birthday
چند روزی است فیلم "کشتی گیر" به شدت من را گرفته و نمیتوانم از حال و هوای فیلم خارج شوم. تا چند دقیقه ی اول فیلم به خود میگفتم این فیلم را هر کارگردان معمولی ای هم میتوانست بسازد و برایم تعجب بود که چرا "دارن آرنوفسکی" این فیلم را ساخته! وقتی که فیلم تمام شد متوجه شدم شاید هر کس دیگر به غیر از "دارن آرنوفسکی" این فیلم را میساخت ٬ فیلم به این موفقیت نمیرسید.
این فیلم ٬ فیلمی معناگرا بود که البته با فیلمهای معناگرای کشور عزیزمان ۱۸۰ درجه ای فرق داشت.
فیلم معناگرای ایرانی: فیلم آنقدر کسل کننده است که اگر شبی بی خواب شوی میتوانی از این فیلم(معناگرای ایرانی) به عنوان داروی خواب آور استفاده کنی. البته اگر فیلم را تا آخر ببینی فیلم دارای معنای خوبی است البته اگر بتوانی تا آخر ببینی.
فیلم معناگرای غیر ایرانی:معمولاً کمی زمان لازم است تا در سرازیری فیلم بیفتی ٬ آنوقت فیلم آنقدر جذاب میشود که از تمام شدنش ناراحت میشوی. البته فیلمهای معناگرای جدید غیر ایرانی که به دست کارگردانان جوان ساخته میشود ٬ از همان ابتدا شما را در سرازیری فیلم می اندازد. فیلم را که تا آخر میبینی متوجه معنای زیبای فیلم میشوی و همچنین لذت کافی را از دیدن فیلم میبری.
الان که در حال نوشتن این قسمت از پست هستم ٬ چهار دقیقه از اولین روز دهمین ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت گذشته است. نوزده روز پیش فراموش کردم از سردار جنگل ٬ میرزا کوچک خان جنگلی مطلبی بنویسم و سالروز شهادتش را تسلیت بگویم.
نمی دانم چرا اینقدر میرزا کوچک خان جنگلی را دوست دارم. خاک بر سر این سینمای ما که هنوز نتوانسته یک فیلم درست و حسابی در مورد این شخص بزرگوار بسازد.

پ.ن:از داستان "گیله مرد" بزرگ علوی خیلی خوشم می آید ٬ اگر عمری باقی باشد و توانایی کار را داشته باشم ٬ فیلمی از این داستان کوتاه اقتباس میکنم.



